پنجشنبه ، 24 آبان ، 1397
جستجو
RSS

یادداشت ها
کد خبر: 263   |  دفعات بازدید : 144   |  نظرات : 0 RSS comment feed   |   نسخه چاپی   |   ارسال به دوستان  

یکجانبه گرایی آمریکایی و بحران جهانی

15 تير, 1397 11:35


1- روز جمعه ،  مصادف با ششم جولای ، سالگرد تصویب « قانون اساسی سرنیزه » (Bayonet Constitution) در هاوایی امریکا در اواخر قرن نوزدهم بود . 131 سال پیش در چنین روزی، در سال 1887 میلادی ، « کالاکائوا» پادشاه کشور کوچک هاوایی ، با فشار سرنیزه و تهدید ترور از سوی گروه فشاری که توسط آمریکایی ها و دیگر خارجیان مقیم هاوایی و مدیران شرکتهای خارجی تولیدکننده شکر ، سازماندهی و مسلح شده بود ، مجبور شد قانون اساسی ای را امضاء کند که به خارجیان آمریکایی و اروپایی ، حق رأی می داد ولی برای رأی دادن بومیان هاوایی ، محدودیت و شرط ثروت قایل می شد!  متعاقبا نظامیان آمریکایی ، با حمایت صریح وزیر امور خارجه وقت امریکا، هرگونه اعتراض بومیان هاوایی به این دخالت آشکار خارجی  را سرکوب کردند و چند سالی بعد ، رژیم حکومتی هاوایی را تغییر دادند و بعد هم ، هاوایی را به دلیل اهمیت استراتژیک آن در اقیانوس آرام جنوبی به تصرف ایالات متحده امریکا درآوردند. آمریکایی ها ، حقوقی را که برای خود ، یکصد سال قبل از آن یعنی در سال 1788 ، در قانون اساسی امریکا تصویب کرده بودند، برای مردم جزایر همسایه خود در اقیانوس آرام به رسمیت نشناختند و علیرغم همه لفاظی های بشردوستانه ، برای خود حق اعمال زور و تعیین سرنوشت برای دیگران قایل شدند. این ذهنیت ،  نه فقط منافع امریکا را پیش از دیگران ، بلکه حق امریکا را بیش از دیگران می انگاشت.

2- 89 سال پیش ، در سال 1929 میلادی ، کنگره امریکا، « قانون اسموت – هاولی » را تصویب کرد که بر اساس آن ، بالاترین تعرفه های تاریخ امریکا بر واردات کالا از خارج وضع شد. هوور رییس جمهور وقت امریکا ، با شعارحمایت از تولیدات داخلی و اشتغال کشاورزان امریکا ، در آستانه رکود اقتصاد جهانی 1929 – 1939 در انتخابات ریاست جمهوری 1928 امریکا پیروز شده بود . کنفرانس اقتصاد جهانی «جامعه ملل» در سال 1927 در ژنو ، که نشانه های رکود در اقتصاد جهانی را می دید ، همه دولتها را به کنار گذاشتن تعرفه ها و تقویت تجارت بین المللی برای رشد اقتصادی دعوت کرد و  1028 اقتصاددان آمریکایی هم در مخالفت با سیاست محدود سازی تجاری به هوور نامه نوشتند. ولی هوور تحت فشار مجلس ، مالیات واردات به میزان 59 % بر کالاهای مشمول تعرفه را اجرایی کرد. کشورهای دیگر ، بلافاصله با اقدامات تلافی جویانه ، تعرفه های مشابهی بر کالاهای آمریکایی وضع کردند. این تصمیم ، اگرچه در ماههای اول ، نشان از افزایش اشتغال و قراردادهای تولید داشت ، ولی به سرعت،  با اقدام تلافی جویانه کشورهای دیگر روبرو شد و به کاهش 61 درصدی  صادرات امریکا و سقوط تولید ناخالص داخلی به کمتر از نصف ، ظرف 4 سال پس از آن انجامید. نرخ بیکاری که در زمان تصویب تعرفه در حد 8 % بود ، سه سال بعد به 25 % جهش پیدا کرد.  بسیاری از تاریخ نویسان و اقتصاددانان معتقدند، قانون اسموت – هاولی و سیاست یکجانبه گرایی امریکا در این دوره، که باعث شد تجارت جهانی 33 % کاهش یابد ،  عامل اصلی در تشدید و ادامه رکود اقتصادی جهانی بود و زمینه را برای جنگ جهانی دوم در پایان دهه سی فراهم ساخت. سناتور اسموت و نماینده هاولی ، هم علیرغم شعارهای پوپولیستی ، حتی نتوانستند در انتخابات کنگره دوسال بعد ، صندلی نمایندگی خود را هم حفظ کنند. ذهنیت خودخواهانه و یکجانبه گرایانه دولتمردان آمریکایی ، یکبار دیگر ، امریکا و جهان را در یک بحران و جنگ بی سابقه فرو برد. ذهنیتی که گمان می کرد فقط منافع امریکا را مقدم می شمارد، بشریت را با بحرانی روبرو کرد که  هزینه  انسانی آن ، گرفتن حق حیات از بیش از 60 میلیون نفر انسان در گوشه و کنار جهان بود.  

3- امروز هم ، جهان ، بار دیگر ، با موج جدیدی از یکجانبه گرایی عوامانه در سیاستمداران امریکا روبرو شده است. جریانی که ادعا می کند که فقط منافع مردم امریکا را مقدم می شمارد و با حقوق دیگران در ستیز نیست ؛ اما نخستین گامهای این جریان ، مقابله با «توافقنامه جهانی تغییر اقلیم پاریس» ، برهم زدن «موافقتنامه های تجاری منطقه ای»  (از جمله نفتا) ، وضع تعرفه های سنگین بر واردات فولاد و آلومینیوم و خودرو ،  و خروج از «توافق هسته ای چندجانبه با ایران»  بوده است که به روشنی ، حقوق مردم دیگر کشورها را زیر پا می گذارد ،  به شرایط زیست و محیط کسب و کار جهانی ، آسیب می زند و با راه اندازی جنگ تجاری جهانی ، زمینه رکود جهانی را فراهم می کند که خود تهدیدی برای امنیت جهانی است. ریشه این رویکرد خطرناک ، فقط نفع طلبی تجاری کاسبکارانه نیست ؛ بلکه نگاه خود پرستانه ای است که خود را برتر از دیگران می شمارد و برای خود ، حق تعیین سرنوشت برای دیگران قایل است. این نگاه متفرعنانه را به روشنی در تصمیم «ممنوعیت ورود مسافران چندکشور مسلمان» و «جداسازی غیر انسانی فرزندان از مهاجران غیر مجاز» می توان دید. 

4- فرق بزرگ زمانه ما با قرن نوزدهم و قرن بیستم ، اما ، در گسترش آگاهی عمومی از حوادث و سیاستها است. فضای مجازی جهانی ، اگر هم عیبی داشته باشد ، این حسن بزرگ را دارد که امکان شفافیت و مطالبه گسترده و سریع مردم را فراهم می کند . ذهنیت های کهنه و فرسوده قرن نوزدهمی، در عصر انفجار اطلاعات ، امکان غلبه کمتری دارند. زمینه جذب و جلوه بی رقیب آنها کمتر ، و دوره دیدن عواقب بلند مدت آنها ، کوتاهتر است. همگان در جهان ، امروز ، معنای حقیقی شعار «نخست امریکا» را در واقعیت عملی و  عریان « همه فدای قدرتمندان امریکا » می فهمند و واکنش نشان می دهند. هم اکنون ، در سراسر جهان ، از جمله در داخل امریکا ، نسبت به عواقب فاجعه بار سیاستهای دولت امریکا ، آگاهی و واکنش گسترده ای شکل گرفته است و واکنش دولتها هم به اقدامات یکجانبه امریکا از جمله در جنگ تعرفه واردات آغاز شده است. انتخابات نوامبر در امریکا نشان خواهد داد که رأی دهندگان آمریکایی تا چه حد ، نسبت به این خطر جهانی واقفند. واکنش جدی و صریح امروز دولتها و ملتها به رویکرد و سیاستهای یکجانبه گرایانه دولت امریکا ، برای جلوگیری از یک فاجعه جهانی ضروری است. آنها که گذشته را می شناسند و آینده را می توانند بینند ، وظیفه بزرگ حضور فعال در صحنه افکار عمومی جهانی ، و هشیار کردن دیگران را به دوش دارند. 


نظرات
در حال حاظر نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که نظر می دهید.
ارسال نظر

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وب سایت