يکشنبه ، 5 خرداد ، 1398
جستجو
RSS

یادداشت ها
کد خبر: 299   |  دفعات بازدید : 194   |  نظرات : 0 RSS comment feed   |   نسخه چاپی   |   ارسال به دوستان  

همگرائی در شرق ، واگرائی در غرب

23 خرداد, 1397 15:28
۱.  در دو روز گذشته ، به فاصله چند ساعت ، دو اجلاس سران برگزار شد ؛ اولی سران گروه ۷ در لامالبائی کانادا و دومی سران سازمان همکاری شانگهای در چیندائو چین. مقایسه دستور و دستاوردهای این دو اجلاس ، به ویژه با توجه روند گذشته آنها، می تواند تصویری از آینده تحول در توزیع قدرت و ثروت جهانی را نشان دهد. 

۲.  اجلاس گروه ۷ که زمانی گروه ۸ خوانده می شد  با کنار رفتن روسیه ، به ۷ کشور تقلیل یافت و اینک با اختلاف شدیدی که امریکا در سیاستهای اقتصادی و بین المللی امریکا با دیگر اعضاء پیدا کرده است ،  به تعبیر رئیس جمهور فرانسه ، شاید ناگزیر از موضعگیری به عنوان گروه ۶ شود . رئیس جمهور امریکا از امضاء بیانیه نهائی اجلاس امتناع کرد ، و کشورهای اروپائی و کانادا در مقابل تعرفه های جدید امریکا بر واردات فولاد و آلومینیوم موضع گیری های تندی داشتند که با تهدید به مقابله بیشتر امریکا در وضع تعرفه خودرو روبرو شد. حملات تند و شخصی ترامپ به ترودو ، پس از پایان اجلاس هم ادامه پیدا کرد تا این اجلاس را به نمایشی از شکاف و واگرائی در این گروه ، که بیش از ۶۰ % ثروت جهان و نزدیک به ۵۰ % تولید جهانی را در اختیار دارد ، تبدیل کند . فضای عمومی گروه ۷ هم با عهدشکنی های امریکا در توافق جهانی آب و هوا ، توافق برجام  و نفتا ، دچار تشتت و سردرگمی شده است. 

۳.  در مقابل ، اجلاس شانگهای ، که زمانی با تأکید بر ملاحظات امنیتی شکل گرفت ، اینک تأکید خود را بر همکاری های اقتصادی گذاشته و از یک گروه اولیه ۵ کشور به ۸ کشور ارتقاء یافته است.  با عضویت کامل هند و پاکستان ، و عضویت ناظر ایران ، این سازمان ، اکنون ، نزدیک به نیمی از چمعیت جهان  و نزدیک به ۲۰ % تولید جهانی ( و حدود ۳۰ % تولید بر اساس برابری قدرت خرید ) را نمایندگی می کند و کشورهای دیگری نیز علاقمند عضویت در آن شده اند.  ویژگی اقتصادهائی که در این سازمان گرد هم آمده اند، نرخ بالای رشد برخی از آنهاست. در حالیکه گروه ۷ ، با نرخ رشدهائی کمتر از نرخ رشد متوسط جهانی ( ۲ % ) پیش می روند ، کشورهائی مثل چین و هند در گروه دوم ، نرخ رشدهای نزدیک ۱۰ % را در دوره طولانی بیست ساله اخیر تجربه کرده اند و چین در تولید ناخالص داخلی بر اساس برابری قدرت خرید ، به بزرگترین اقتصاد جهان تبدیل شده است. پیش بینی های آینده پژوهانه ، خبر از جابجائی رو به رشد جایگاه این کشورها در اقتصاد جهانی می دهد. بر عکس گروه ۷ ، همه نشانه های رشد پایدار ، هم افزائی و همگرائی را در سازمان شانگهای می توان یافت. 

۴.  نکته بارز و شگفت انگیز در مقایسه این دو اجلاس ، جدا از مقایسه پتانسیل رشد و دینامیزم حرکت این دو مجموعه، در محتوای گفتگوها بود. گفتمان اجلاس کانادا ، اختلاف داخلی و جنگ تجاری بود و گفتمان اجلاس چین ، همکاری و گسترش تجارت و سرمایه گذاری در ابر پروژه های زیرساخت و حمل و نقل و ارتباطات جهانی. شگفت آور این بود که رئیس جمهور چین به عنوان رئیس بزرگترین حزب کمونیست باقی مانده در جهان ، از تجارت آزاد و رقابت جهانی و بهره مندی همگان از جهانی شدن اقتصاد ،  سخن می گفت و رئیس جمهور امریکا ، به عنوان کشوری که دیرزمانی شعار آزادسازی اقتصادی می داده است ، اینک از دیوار تعرفه ها دم می زد و در شیپور جنگ تجاری با رقباء و حتی هم پیمانان سیاسی خود می دمید. 

۵.  آقای ترامپ باید از مشاوران اقتصادی خود شنیده باشد که همه جنگ های تجاری تاریخ اقتصاد جهان ، نتیجه باخت- باخت داشته است. ظاهر فریبنده سیاستهای فشار به همسایه ، که در کوتاه مدت ، کاهش واردات را نتیجه می کند ، بلافاصله با اقدامات تلافی جویانه شرکاء تجاری ، به کاهش حجم تجارت و نتیجتا تولید و درآمد همه کشورهای درگیر می انجامد. کسری مزمن تراز تجاری امریکا ، همزاد سلطه مالی و دسترسی آن به بازار سرمایه جهانی است و با نالیدن از آن و اقدامات هیجانی ، حل شدنی نیست. چین در همان حال که بیشترین مازاد تجاری با امریکا ( ۳۷۵ میلیارد دلار ) را دارد ، بالاترین حجم یعنی ۱۹ %  بدهی عمومی امریکا به یک کشور خارج(معادل ۱۱۹۰ میلیارد دلار ) را در شکل اوراق قرضه خزانه داری امریکا را خریداری کرده است. اهداف کوتاه مدت و انتخاباتی آقای ترامپ در افزایش اشتغال ، اگر با تشدید جنگ تجاری ، بازارهای مالی را درگیر کند ، بازنده نهائی آن ، اقتصاد امریکا خواهد بود که از مزیت بالاتری در این بازار بهره جسته است.

۶.  نکته جالب این است که در هر دو اجلاس ، موضع ایران در برجام ، از حمایت اکثریت قاطع کشورها برخوردار شده است و اقدام امریکا را نادرست دانسته اند. کشورهای اروپائی ، در کنار چین و روسیه  در تلاش آنند که تدابیر جبرانی برای حفظ برجام را به کار ببندند. در شرایطی که اقدامات یکجانبه گرایانه امریکا در صحنه جهانی، اعتراض همگان را بر انگیخته است و گسل های نوینی را شکل داده است ، موضع منطقی ایران در مناسبات جهانی ، و انسجام داخلی کشور در مسائل اقتصادی و سیاسی ، می تواند شرایط پر چالش کنونی را به فرصت تبدیل کند. اکنون که بدخواهان ایران ، به پراکندگی روی آورده اند ، زمان باهم بودن و به ایران اندیشیدن است. پیام امروز ایران ، باید پیام شفافیت و تدبیر باشد تا طمع بداندیشان را ناکام بگذارد و یاران را گرد هم بیاورد. در وقتی که حریف ، گرفتار خشم و آشفتگی است ، پیروزی از آن کسی است که خردمندانه و بردبارانه ، چنان کند که از اردوی حریف بکاهد و بر جمع یاوران بیفزاید.

نظرات
در حال حاظر نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که نظر می دهید.
ارسال نظر

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وب سایت