چهارشنبه ، 1 آذر ، 1396
جستجو
آرشیو موضوعی
RSS

مصاحبه و سخنرانی ها
کد خبر: 39   |  دفعات بازدید : 3918   |  نظرات : 0 RSS comment feed   |   نسخه چاپی   |   ارسال به دوستان  

سخنرانی در جلسه شورای معاونین اداری و مالی وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها

18 آذر, 1392 16:06
طبعاً از توصیه‌هایی که هر کسی به معاون اداری مالی می‌کند و وی به زیردستانش و دیگر معاونین، صرفه جویی است. اما خیلی مهم است که فهم ما از صرفه جویی مثل هم باشد. صرفه جویی پول کم خرج کردن نیست. معاون اداری مالی‌ای که پول دارد اما خرج نمی‌کند، این ضرورتاً بارک الله ندارد.
این یک غلط بسیار پرهزینه‌ای برای کشور بود که همه جا ما عدالت را با تساوی اشتباه گرفتیم. خیال کردیم عدالت یعنی تساوی در پرداخت‌ها. اما از داخل آن این تضییع بیت‌المال بیرون آمد. حتماً ما باید به سمتی برویم که کارمندی که بهتر و بیشتر کار می‌کند و محصول بیشتری حاصل می‌کند را درنظام پرداخت تشویق کنیم که دیگران هم راه او را بروند. اینها می‌شود صرفه جویی.
این دولت اعتقاد به نگاه برنامه‌ای دارد. از لحظه پردازی در حد توان می‌خواهد اجتناب کند. این می‌باید در دانه دانه تصمیمات دستگاه‌ها متجلی باشد. بودجة ما باید برنامه‌ای باشد، تصمیمات‌مان منطق داشته باشد.
و این منطق به ذی نفعان منتقل شود که در جامعه و اقتصاد کشور همه احساس کنند که تصمیمات این دولت قابل پیش بینی است.
این نکتة بسیار مهمی است که ما اقتصاد کشور را پیش‌بینی پذیر کنیم و از این وضعیت که مردم و فعالین اقتصادی همواره منتظر سورپرایز از دولت باشند و به همین خاطر به کارهای لحظه پردازانه و سوداگرانه بپردازند، اجتناب کنیم.
دولت یعنی بیت‌المال. برای هر ریال باید به مردم و خدای مردم پاسخ بدهیم. یکی از دستاوردهای، ما در این صد روز، گزارش صد روزه بود. ما دیدیم گزارش گرفتن از دستگاه‌ها چه مصیبتی است. اصلاً نظام گزارش دهی و گزارش گیری وجود ندارد و برای برخی دستگاه‌ها تعجب بود که مثلاً سر سه ماه رئیس جمهور گزارش می‌خواهد. برخی از این گزارش‌های دستگاه‌ها واقعاً وضع اسفناکی داشت. این نشان می‌دهد که مجموعه عادت به این ندارد.

آقای معظم‌زاده:
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر الناصروالمعین
قبل از هر کلامی خدا را شاکریم از اینکه عنایتش نصیب شد تا اولین مجمع محترم اداری مالی را حسن تقارن دهیم با خجسته سالروز میلاد حضرت امام کاظم (ع). او که کاظم الغیض بود و...
از عزیزان معاونین محترم اداری مالی صمیمانه تشکر و قدردانی می‌نماییم که قدم رنجه فرمودند تا...
بی شک حوزة اداری مالی هر سازمانی را باید یکی از حساس‌ترین و بلکه حساس‌ترین حوزة کاری آن سازمان معنا نمود...
پس امید است با بهره‌مندی از تعامل و مراوده‌ای مؤثر و هدفمند و با استفاده از راهکارهای بایسته، آنگونه عمل کنیم که شایستة این جایگاه و مورد انتظار رئیس جمهور عزیز و محترم‌مان که دولتش دولت تدبیر وامید است، باشد.
بی‌گمان دوستان مطلع هستند که مجامع معاون اداری مالی با همین ترکیب و شکلی که خدمت عزیزان هستیم تاکنون 23 بار تشکیل شده و مهم‌ترین مسائلی را هم که در دستور کار داشته...
...به استقبال سخنان دکتر نهاوندیان می‌رویم تا با بهره‌مندی از آنها ادامة جلسه را داشته باشیم.


دکتر نهاوندیان:

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین. بنده هم خوش‌آمد گفته و میلاد امام کاظم (ع) را تبریک عرض می‌کنم. از این ابتکار جناب آقای دکتر بانک و جناب معظم‌زاده نیز تشکر می‌کنم ان‌شاءالله که این جلسات بتواند به طور منظم دنبال شده و به هماهنگی در مجموعة دولت کمک کند.
من به نظرم آمد هشت نکته شایستة یادآوری باشد. در عین حالی که هیچ کدام برای شما تازگی ندارد اما تأکید بر آن در چنین جلسه‌ای ضرورت دارد.


نکتة اول اینکه معمولاً معاونین اداری مالی در هر دستگاهی علاوه بر خصوصیات دیگر، خصوصیت مورد وثوق بودن و امین رئیس دستگاه بودن را دارند. شاید این ویژگی در معاونین مالی اداری ممتاز باشد. می‌خواهم بر این نکته تأکید کنم که سرمایة اصلی این دولت برای توفیقش را اعتماد مردم به صداقت می‌داند. این موضوع سرمایة اجتماعی هم در شعار مطرح شده از طرف دولت، به عنوان دولت راستگویان، و هم در رأیی که مردم دادند، برجستگی داشت. طبعاً این نمی‌تواند در حد شعار و وعده بماند و باید تحقق و افزایش پیدا کند مقدار زیادی از این تحقق دست معاونین اداری مالی است.
پاکدستی و راستگویی به مقدار زیاد دست معاونت‌های اداری مالی است. در نحوة تخصیص بودجه، هزینه کردن‌ها و گزارش دادن‌ها، هم اینکه امانت‌داری شود و هم اینکه شفافیت و پاسخگویی باشد، بیش از سایر معاونت‌ها به معاونت اداری مالی مربوط است. حراست از این سرمایة اعتماد مردم به صداقت این دولت و پاک دستی آن در معاونت‌های اداری مالی می‌تواند ارتقا پیدا کند و یا شکسته شود.
اگر خدای نکرده، با بی دقتی یا بی‌انظباطی، همان چیزهایی که در مورد دولت‌های دیگر گاهی اتفاق افتاده در این دولت اتفاق بیفتد و خبردار شویم که در جایی، گوشه‌ای بی مبالاتی صورت گرفته، بدنامی این دامنگیر همه خواهد شد. لذا کسی که مسئولیت اداری مالی می‌گیرد، گویی در دستگاه مربوطه چشم رئیس جمهور است.


نکتة دوم؛ همیشه در دولت و دستگاه‌های مختلف با شدت و ضعف آفتی را داشتیم که وقتی دولت‌ها مبتلای به آن شده‌اند از کار باز ماندند و آن حمیت سازمانی مفرط است.
اینکه کسی معاون تخصصی دستگاهی شد خیال کند: ان رب الابل و للبیت الرب. می‌باید همین دستگاهم را بچرخانم به هر صورت و اینجا باید منابع و امکانات را نگهدارم. در خانواده‌ای که نام خودش را دولت می‌گذارد آفتی بزرگ‌تر از این نیست. ما ابل شخصی نداریم همه باید دید ملی را دنبال کنند و این چیزی است که رئیس جمهور از همة وزرا و معاونین می‌خواهد. ما جزیره‌های جدای از هم که هر کدام خیال کنیم به سبک ملوک‌الطوایفی می‌شود دولت را اداره کرد نداریم. هرچه هم در گذشته این نوع مدیریت‌های جزیره‌ای را تجربه کرده‌ایم، اگر خیال کرده‌‌ایم فلان وزیر دستگاه خودش را خوب اداره کرده، اما درمجموع کشور باخته است.
معاون اداری مالی موفق آن است که دید ملی را در دستگاه خودش بتواند پیاده کند. اگر همه این را دنبال کردیم آن وقت دیگر شکایت دستگاه‌ها از هم که ما با کمال تعجب شاهد بودیم وجود نخواهد داشت. معاونت ریاست جمهوری رفته از معاونت دیگر ریاست جمهوری شکایت حقوقی به دادگاه کرده است. این برای این است که دید ملی را دنبال نکردیم.

نکتة سوم؛ یکی از معیارهایی که آقای دکتر روحانی بر آن تأکید کرده و دارند، رویکرد فراجناحی داشتن است. ایشان حقیقتاً به این اعتقاد دارد و همة ما در شرایط موجود کشور این را نسخة شفابخش می‌دانیم. فراجناحی بودن یعنی اینکه ملاک و معیار جناحی را مقدم بر دیگر معیارها قرار ندهیم. این به معنای چشم بستن و سوابق فرد را ندیدن نیست. به هر حال هر کس نظری داشته و در حیات سیاسی خودش انتخاب‌هایی کرده و گرایش‌هایی داشته، با علم به همة آن سوابق و گرایش‌ها، فراجناحی بودن یعنی اینکه اگر این فرد امتحانش را پس داده با وجود اینکه در جناحی بوده، اما مصالح ملی و معیارهای ارزشی و اخلاقی را فدای جهت‌گیری‌های جناحی نکرده است. به هر حال، در معاونت اداری – مالی یک قسمتی از آن اداری است، کارگزینی و انتصابات است. واقعاً کار دست شماهاست. وزرا جهت را می‌دهند اما تعیین مصادیق دست اداری مالی است. البته با همکاری دیگر معاونین. اما معاون اداری مالی اگر سینهه ی بی کینه داشته باشد بیشتر از هر معاون دیگری در تحقق شعار دکتر روحانی می‌تواند نقش داشته باشد.
این فرصت هر چقدر باشد نهایتاً تمام خواهد شد پس بسیار مهم است آن روز آدم نزد وجدان خودش آسوده باشد که عقده‌گشایی نکرد. من به صراحت عرض می‌کنم آقای دکتر روحانی از شما به عنوان امنای وزارتخانه و دستگاه‌های دولت این توقع را دارد. مسئولیت‌ها در این دولت برای نوکری مردم است نه عقده‌گشایی.

چهارم؛ طبعاً از توصیه‌هایی که هر کسی به معاون اداری مالی می‌کند و وی به زیردستانش و دیگر معاونین، صرفه جویی است. اما خیلی مهم است که فهم ما از صرفه جویی مثل هم باشد. صرفه جویی پول کم خرج کردن نیست. معاون اداری مالی‌ای که پول دارد اما خرج نمی‌کند، این ضرورتاً بارک الله ندارد. صرفه جویی به این است که هر یک ریال هزینه را بابت بهترین گزینه صرف کرده باشیم.
صرفه‌جویی افزایش بهره‌وری است. گاهی برخی از ندادن‌هایی که برخی از ماها می‌کنیم ضد صرفه جویی است چون باعث از دست رفتن فرصتی می‌شود که بعد باید برای جبران آن سه برابر هزینه کنیم. در فقه صرفه جویی یعنی رعایت غبطه است. می‌گویند در بیت المال ملاک این است که رعایت غبطه شود. ما در مال شخصی اجازه مباح داریم اما در بیت‌المال این اجازه را نداریم. حتماً من باید احراز کنم که غبطة مسلمین در این است که این کار را بکنم.
نکتة دیگر در همین بحث، پرداخت محصول گراست. از آفت‌های بروکراسی پرهزینه، این مدل پرداختی است که ناظر به محصول و کیفیت خدمات نیست. با کمال تأسف این نگاه هم بر همه جای مقررات و رویه‌های ما سایه افکنده و سال‌ها طول می‌کشد تا اصلاح شود. اما هر راه بلندی با قدم کوچک اولیه‌ای آغاز می‌شود.
ما در نظام پرداخت دولتی باید به این سمت برویم که دوغ و دوشاب با هم فرق داشته باشند. این یک غلط بسیار پرهزینه‌ای برای کشور بود که همه جا ما عدالت را با تساوی اشتباه گرفتیم. خیال کردیم عدالت یعنی تساوی در پرداخت‌ها. اما از داخل آن این تضییع بیت‌المال بیرون آمد. حتماً ما باید به سمتی برویم که کارمندی که بهتر و بیشتر کار می‌کند و محصول بیشتری حاصل می‌کند را درنظام پرداخت تشویق کنیم که دیگران هم راه او را بروند. اینها می‌شود صرفه جویی.
البته ما در سال بسیار دشواری کار را تحویل گرفتیم که شمه‌ای از آن را رئیس جمهور محترم در گزارش صد روزه فرمودند. اما شما تفاصیل آن را می‌دانید که از نظر امکانات و منابع در دستگاه‌های اجرایی چه خبر است. برای اینکه این مرحله را گذر کنیم و همه خودمان باید همدیگر را توصیه به صبر کنیم هم همکاران را. واقعاً همکاران را امتحان امروز امتحان بردباری است. واقعاً جمع کنیم و بگوییم که شرایط چیست و در همین شرایط عزم کرده‌ایم که با موفقیت گذر کنیم. ما باید این بار را با کمبود منابع به مقصد برسانیم و خواهیم رساند. اما لازمه‌اش این است که با هم حرف بزنیم و در دستگاه‌ها همکاران را شریک تصمیمات‌مان بکنیم.

نکتة پنجم؛ بودجة 93 دیروز تقدیم شد و رئیس جمهور یک بار دیگر نشان دادند که ادب نسبت به قانون را می‌خواهند متجلی کنند. خیلی‌ها باورشان نمی‌شد که دولت در این مدت کوتاه بتواند هم اصلاح بودجه برای سال 92 بدهد و هم بودجة 93 را و هم گزارش عملکرد 91 و 92 را.
بودجة 93 این پیام را دارد که سعی شده واقع بینانه باشد نه بر اساس ارقام واهی و غیرقابل تحقق. آنچه در آنجا گذاشته شده افقی است که دولت در مطالعات کارشناسی به آن رسیده و پیش بینی ما این است که در سال 93 رونق آغاز خواهد شد. این پیام می‌باید در مجموعة دستگاه‌های اجرایی و از آنجا در اقتصاد کشور منتشر شود. البته توقعات و مطالبات دستگاه‌ها خیلی بیشتر از اینهاست اما سخن در این است که اگر این بودجه نتوانست همة توقعات را برآورده نماید اما در ارائة پیام رونق افزایی آن نباید لکنت زبان داشته باشیم. این باید توضیح داده شود و این کار را دستگاه‌ها و معاونت‌ها به ذی نفع‌ها و افراد مرتبط باید منتقل کرده و توضیح دهند.

نکته ششم؛ این دولت اعتقاد به نگاه برنامه‌ای دارد. از لحظه پردازی در حد توان می‌خواهد اجتناب کند. این می‌باید در دانه دانه تصمیمات دستگاه‌ها متجلی باشد. بودجة ما باید برنامه‌ای باشد، تصمیمات‌مان منطق داشته باشد.
و این منطق به ذی نفعان منتقل شود که در جامعه و اقتصاد کشور همه احساس کنند که تصمیمات این دولت قابل پیش بینی است.
این نکتة بسیار مهمی است که ما اقتصاد کشور را پیش‌بینی پذیر کنیم و از این وضعیت که مردم و فعالین اقتصادی همواره منتظر سورپرایز از دولت باشند و به همین خاطر به کارهای لحظه پردازانه و سوداگرانه بپردازند، اجتناب کنیم. بر عکس، اقتصادی می‌تواند مشوق کار بلند مدت باشد که آینده را پیش بینی پذیر کند، تصمیمات خودش را پیش‌بینی پذیر کند و این نمی‌شود مگر اینکه هر تصمیمی را می‌خواهیم اعلام کنیم بگوییم به استناد فلان برنامه و پیشتر برنامه را داده باشیم که مردم بدانند و این هم بیش از همه به معاونت‌های اداری مالی ارتباط پیدا می‌کند.

نکتة هفتم مسئلة ضرورت هماهنگی دستگاهها است. اگر ما برنامه‌ای عمل کنیم، قسمت زیادی از هماهنگی در آن ملاحظة برنامه‌ای حاصل می‌شود. لکن بسیار مهم است که وقتی تصمیمی درآموزش و پرورش گرفته می‌شود، آثار و تبعات آن در وزارت علوم دیده شود. یا وزارت علوم در وزارت صنعت، معدن و تجارت. اگر ما این کار را می‌کردیم این همه فارغ‌التحصیل بیکار نداشتیم و بین فرصت‌های شغلی و مدارک تحصیلی و دیگر ارکان حیات اجتماعی که هر کدام به هم ارتباط پیدا می‌کنند رابطه ایجاد می‌کردیم.
موافقت اصولی را جایی می‌دهیم اما زیرساخت آن را نیاندیشیدیم. بانک تسهیلات می‌دهد اما دستگاه ذی‌ربط آمادگی آن را ندارد. این همه اتلاف منابع و تضییع سرمایه‌های ملی چه گونه‌ای صورت گرفت؟ این طور نیست که همة آن با سوء نیت بوده باشد یا بیگانگان کرده باشند، نه، خود ما بودیم. علت این است که هماهنگی‌های کل نگری را در دستگاه اجرایی نتوانستیم تعبیه کنیم. هر دستگاهی برای خودش بدون هماهنگی تصمیم می‌گیرد لذا منبعی می‌رود جایی قرار می‌گیرد. شما نگاه کنید، الان سازمان سمت اگر هست بگوید، ما چقدر سولة بی‌حاصل داریم. چقدر تسهیلات داده شده و به تولید منجر نشده. این همه معوقات برای کجاست، بیت‌المال نیست!؟ واقعاً کسی که معاونت اداری مالی جایی را به عهده گرفته، باید وظیفة خودش بداند که در هر تصمیمی و تخصیصی، هماهنگی با دیگر بخش‌ها و ابعاد تحقق آن کار را ببیند.

نکتة هشتم ضرورت گزارش دهی منظم هست. ما الان دیگر داخل دولت قرار گرفتیم و داریم کار می‌کنیم. دولت یعنی بیت‌المال. برای هر ریال باید به مردم و خدای مردم پاسخ بدهیم. یکی از دستاوردهای، ما در این صد روز، گزارش صد روزه بود. ما دیدیم گزارش گرفتن از دستگاه‌ها چه مصیبتی است. اصلاً نظام گزارش دهی و گزارش گیری وجود ندارد و برای برخی دستگاه‌ها تعجب بود که مثلاً سر سه ماه رئیس جمهور گزارش می‌خواهد. برخی از این گزارش‌های دستگاه‌ها واقعاً وضع اسفناکی داشت. این نشان می‌دهد که مجموعه عادت به این ندارد.
این دولت مصمم است در این که به مردم گزارش بدهد و لازمة آن هم این است که همة دستگاه‌ها یک نظام گزارش دهی منظم و علمی را در مجموعة خودشان ایجاد کنند. در آن صورت است که ما می‌توانیم این گزارش‌ها را با برنامه وفق بدهیم و ببینیم چقدر پیشرفت کردیم و چقدر نکردیم. صریحاً و صادقانه برویم با مردم صحبت کنیم. بگوییم اینجا کار ما خوب بود و اینجا ایراد داشتیم. چرا برنامه‌های پنج سالة ما که این همه نیرو و زمان و منابع برای تدوین و تصویب به مصرفش می‌رسد، دست آخر میزان تحقق‌اش این وضعیت‌ها را دارد.
این برای این است که ما در مقطع زمانی کوتاه‌تر نمی‌آییم خط کش بگذاریم ببینیم چه کار کردیم. همة شما در برنامة مدیریت از من واردتر هستید، این چیزهایی که خواندیم و تدریس می‌کنیم بالاخره جایی باید عمل کنیم. شما الان در موقعیتی قرار گرفتید که قسمتی از اداری و مالی کشور دست شماست، پس بیاییم عمل کنیم. ان‌شاءالله که این فرصت خدمت برای شما مبارک باشد و بتوانیم با این فضای همدلی موجود در این جلسات خدمتی را به این مردم صبور و نجیبمان برسانیم که نزد خدا شرمنده نباشیم. خیلی متشکرم.

گروه : سخنرانی  |  
نظرات
در حال حاظر نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که نظر می دهید.
ارسال نظر

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وب سایت